نسیم گیلان - ایسنا / یک پژوهش اجتماعی تازه، مسئله مصرف آب در شهری کویری را فراتر از موضوعات فنی بررسی کرده و نقش فرهنگ، مدیریت، صنعت، کشاورزی و ارتباط شهروندان با محیط زندگی خود را مورد توجه قرار داده است.
تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی، فشار بر منابع طبیعی را در نقاط مختلف جهان بیشتر کردهاند و آب یکی از مهمترین منابعی است که از این تحولات تأثیر میپذیرد. آب در زندگی روزمره، کشاورزی، صنعت، بهداشت و دیگر بخشهای اقتصادی نقشی اساسی دارد؛ به همین دلیل کمبود آن فقط یک مسئله طبیعی نیست و میتواند پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی ایجاد کند. بسیاری از کشورها اکنون با «تنش آبی» روبهرو هستند، یعنی میزان آب قابل دسترس آنها در مقایسه با نیاز جمعیت و فعالیتهای اقتصادی کافی نیست. برآوردهای ذکرشده در این پژوهش نیز نشان میدهند که تا سال ۲۰۵۰ ممکن است بیش از نیمی از جمعیت جهان با سطح بالای تنش آبی یا کمبود شدید آب مواجه شوند. این وضعیت در مناطق خشک، از جمله غرب آسیا، اهمیت بیشتری دارد.
ایران نیز به دلیل قرار گرفتن بر کمربند خشک و نیمهخشک و برخورداری از میانگین بارش سالانه حدود ۲۵۰ میلیمتر، از گذشته با محدودیت منابع آب روبهرو بوده است. خشکسالیهای پیدرپی و برداشت بیش از اندازه از منابع زیرزمینی، نشانههایی مانند خشک شدن دریاچهها، رودخانهها و تالابها، افت سطح آب زیرزمینی، فرونشست زمین، بیابانزایی و افزایش طوفانهای گردوغبار را به دنبال داشتهاند. این شرایط در شهرهای با اقلیم گرم و خشک و میزان بالای تبخیر، حساستر است. در عین حال، صنعتی شدن شهرها، گسترش صنایع پرمصرف، افزایش مهاجرت و توسعه مراکز دانشگاهی و پزشکی، تقاضا برای آب شرب و بهداشت را افزایش دادهاند.
لیلا بنیاد، استادیار جامعهشناسی دانشکده حضرت نرجس(س) دانشگاه ولیعصر(عج) رفسنجان، با همکاری دانشگاه یزد، تحقیقی را برای شناخت آسیبها و اختلالهای موجود در رفتار مصرف آب با تمرکز بر شهر یزد انجام داده است. این پژوهش به جای محدود شدن به مقدار مصرف، تجهیزات انتقال آب یا راهکارهای مهندسی، عوامل اجتماعی، فرهنگی، مدیریتی و هویتی را مورد توجه قرار داده است. محقق در این بررسی از مفهوم «آنومی» یا بیهنجاری استفاده کرده است. بیهنجاری به وضعیتی گفته میشود که قواعد و دستورالعملهای روشن و پذیرفتهشده برای هدایت رفتار افراد وجود ندارند یا هماهنگی لازم میان آنها دیده نمیشود.
افراد مورد بررسی از سه گروه کارشناسان و مدیران، خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی، و کارفرمایان بخشهای صنعت و کشاورزی تشکیل شده بودند که مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با ۲۸ نفر ار آنها انجام شد. نیمهساختاریافته بودن مصاحبه به این معناست که پرسشهای اصلی از قبل مشخص بودند، اما مصاحبهشوندگان امکان داشتند دیدگاهها و تجربههای خود را با جزئیات توضیح دهند. درنهایت دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دستهبندی و تحلیل شدند.
یافتهها نشان دادند که رفتار مصرف آب با قطع ارتباط مردم و ذینفعان با طبیعت، محیط زندگی و هنجارهای محیطزیستی پیوند دارد. پژوهش از نوعی فروپاشی ارتباط هویتی میان آب و مکان سخن میگوید؛ یعنی آب دیگر مانند گذشته بخشی تعیینکننده از هویت تاریخی و سبک زندگی کویری شهر تلقی نمیشود. این وضعیت به شکل ازهمگسیختگی برنامهها، ناهماهنگی نیازها و مصارف، تجاری شدن آب، تصمیمهای غیرعلمی، سیاستهای دستوری و نبود برنامه منسجم و آیندهنگر نمایان شده است. موازیکاری سازمانها و تضادهای مدیریتی نیز انتخاب یک الگوی روشن مصرف را برای مردم دشوار میکند.
از پیامدهای این بیهنجاری محیطزیستی، کمتوجهی به کشاورزی حفاظتی، گسترش حفر چاههای غیرمجاز، استفاده از روشهای سنتی آبیاری و ترجیح منافع اقتصادی بر حفاظت از منابع طبیعی عنوان شده است. یافتهها همچنین به از دست رفتن هویت تاریخی آب در یزد، کمتوجهی به قناتها و تاریخ مدیریت آب، افزایش مصرف نامتعارف و مشارکت اجتماعی ضعیف اشاره دارند. صنعتی شدن بیشتر، مهاجرپذیری فزاینده و نبود گفتوگوی مؤثر میان مردم، مسئولان و گروههای ذینفع نیز به ایجاد وضعیتی منجر شدهاند که پژوهش آن را «بیهنجاری هیدرولیکی» مینامد؛ یعنی نبود قواعد هماهنگ و رفتار سازگار در مدیریت و مصرف آب.
یکی دیگر از مفاهیم مطرحشده در این مطالعه، «حکشدگی آب» است. این اصطلاح نشان میدهد که مسئله آب به تنهایی و جدا از دیگر بخشهای جامعه قابل بررسی نیست، بلکه با شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی درهمتنیده است. افت آبهای زیرزمینی، آلودگی منابع، ناسالم بودن آب آشامیدنی، ناکارآمدی در جمعآوری و تصفیه فاضلاب، ضعف بازچرخانی آب و دشواری تأمین منابع تازه، همگی تحت تأثیر تصمیمها و رفتارهای مختلف قرار دارند. بنابراین، تمرکز صرف بر انتقال آب یا ساخت زیرساختهای جدید نمیتواند همه ابعاد مسئله را پوشش دهد. راهکارهای فنی زمانی اثرگذار خواهند بود که با برنامههای فرهنگی، آموزش عمومی، مشارکت اجتماعی و مدیریت یکپارچه همراه شوند.
پژوهش همچنین به خطر شکلگیری «پوپولیسم اقلیمی» اشاره کرده است؛ وضعیتی که در آن پیچیدگی بحران آب بیش از اندازه ساده میشود و ممکن است تصمیمگیریها به جای شواهد علمی، تحت تأثیر نگرانیهای کوتاهمدت یا جلب حمایت عمومی قرار گیرند. ترس از بیکاری کشاورزان و صنعتگران، احتمال بروز تنشهای اجتماعی و کاهش توان جامعه برای تحمل فشارهای ناشی از کمآبی، از موضوعات مرتبط با این وضعیت هستند. بر همین اساس، سیاستگذاران باید از تصمیمهای دوگانه و ناهماهنگ دور شوند و رویکردی یکپارچه اما انعطافپذیر در مدیریت منابع و مصارف آب در پیش بگیرند. توجه به تجربههای جهانی، آموزش کشاورزان، استفاده از پژوهشهای دانشگاهی و پرهیز از تبدیل آب و محیطزیست به ابزار جلب رأی نیز ضروری دانسته شده است.
بر پایه این تحقیق، بازسازی هویت تاریخی و آبی یزد میتواند بخشی از راهحل باشد. توجه دوباره به قناتها، دانش بومی، شیوه زندگی سازگار با اقلیم کویری و تجربه تاریخی مردم در صرفهجویی، میتواند ارتباط شهروندان با محیط زندگی را تقویت کند. در کنار آن، ایجاد گفتوگویی رو به جلو میان مردم و مسئولان، میان گروههای مختلف مردم و میان فعالان کشاورزی، صنعت و دانشگاه اهمیت دارد. شرایط اقلیمی یزد ایجاب میکند که الگوی مصرف آب نیز متناسب با محدودیتهای واقعی این منطقه تغییر کند. این تغییر تنها با صدور دستور ایجاد نمیشود و به قواعد روشن، اعتماد اجتماعی، آموزش، مشارکت و هماهنگی پایدار میان سازمانهای مسئول نیاز دارد.
مقاله علمیپژوهشی حاصل از این مطالعه در «فصلنامه جامعه و محیط زیست» منتشر شده است؛ نشریهای که وابستگی سازمانی آن به دانشگاه مازندران است و به بررسی پیوند میان موضوعات اجتماعی و مسائل محیطزیستی میپردازد.