نسیم گیلان - مهر /مصرف هر لیتر بنزین تنها یک تصمیم شخصی نیست؛ مجموعهای از منابع، زیرساخت و هزینه را پشت سر خود دارد که در مقیاس ملی معنا پیدا میکند.
بنزین پیش از آنکه به باک خودرو برسد، مسیری طولانی را طی میکند؛ از پالایشگاه و مخازن ذخیره تا خطوط انتقال و ناوگان حمل سوخت و در نهایت جایگاهی که راننده برای سوختگیری به آن مراجعه میکند. به همین دلیل، مصرف هر لیتر بنزین تنها یک تصمیم شخصی نیست؛ مجموعهای از منابع، زیرساخت و هزینه را پشت سر خود دارد که در مقیاس ملی معنا پیدا میکند.
حالا در روزهایی که کشور با محدودیتهای ناشی از جنگ، افزایش حساسیت در تأمین انرژی و سابقه ناترازی سوخت روبهروست، پرسش مهم، دیگر این نیست که بنزین داریم یا نداریم؟؛ پرسش این است که با بنزینی که در اختیار داریم، چقدر هوشمندانه رفتار میکنیم؟
در نگاه نخست، ممکن است تصور شود تا زمانی که بنزین در جایگاه عرضه میشود، مسئلهای وجود ندارد. اما تداوم عرضه با هزینه و ظرفیت نامحدود تفاوت دارد. وقتی مصرف از توان پایدار تولید داخلی فاصله میگیرد، کشور باید برای پر کردن این شکاف از ابزارهای دیگری استفاده کند؛ از جابهجایی ذخایر و تغییر برنامه توزیع گرفته تا افزایش واردات یا استفاده بیشتر از منابع ارزی. به بیان دیگر، ممکن است بنزین در جایگاه موجود باشد، اما این به معنای بیهزینه بودن مصرف آن نیست. هرچه فاصله میان تولید و مصرف بیشتر شود، مدیریت این شکاف دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد. به همین دلیل، اصلاح مصرف را نمیتوان صرفاً اقدامی برای روزهای کمبود دانست؛ این موضوع بخشی از مدیریت منابع کشور است.
یکی از رفتارهایی که در دورههای نگرانی درباره سوخت مشاهده میشود، مراجعه زودهنگام و بیش از نیاز به جایگاههاست. وقتی خبر کمبود یا احتمال اختلال در عرضه منتشر میشود، بخشی از مردم برای اطمینان از دسترسی به سوخت، تصمیم میگیرند باک خودرو را هرچه سریعتر پر کنند. اگر این رفتار گسترده شود، تقاضای ایجادشده در یک بازه کوتاه، از الگوی عادی فاصله میگیرد. صفهایی که در روزهای اخیر در برخی جایگاهها شکل گرفت نیز در چنین فضایی قابل تحلیل است. نگرانی از اینکه شاید سوخت به جایگاهها نرسد یا عرضه در روزهای بعد با مشکل مواجه شود، میتواند مردم را به سمت سوختگیری پیشدستانه سوق دهد. پیام مهم شرایطی که اخیرا تجربه شد، این است که ذخیرهسازی خانگی و سوختگیری بیش از نیاز، راه مقابله با شایعه کمبود نیست؛ بلکه میتواند فشار مضاعفی بر شبکه توزیع وارد کند.
ذخیرهسازی خانگی و سوختگیری بیش از نیاز، راه مقابله با شایعه کمبود نیست؛ بلکه میتواند فشار مضاعفی بر شبکه توزیع وارد کند.مدیریت این نگرانی البته فقط بر عهده مردم نیست. در چنین شرایطی، اطلاعرسانی سریع و دقیق دولت درباره میزان عرضه، وضعیت جایگاهها و علت اختلالهای احتمالی میتواند از تبدیل نگرانی به رفتار جمعی و هیجانی جلوگیری کند.
یکی از دشواریهای اصلاح مصرف این است که مصرفکننده هنگام سوختگیری، فقط بخشی از هزینه واقعی بنزین را میبیند. قیمت پرداختی در جایگاه، تمام هزینهای را که اقتصاد کشور برای تأمین سوخت متحمل میشود نشان نمیدهد. تولید، پالایش، انتقال، نگهداری، توزیع و در صورت نیاز تأمین کسری از مسیر واردات، همگی برای رساندن بنزین به دست مصرفکننده هزینه دارند. از این منظر، مصرف بالا یک هزینه پنهان نیز ایجاد میکند؛ هزینهای که ممکن است مستقیماً در قبض یا رسید سوختگیری دیده نشود، اما در منابع عمومی و تراز انرژی کشور خود را نشان میدهد. هرچه مصرف خودروها بیشتر باشد، منابع بیشتری باید برای پاسخ به این تقاضا اختصاص یابد. این همان نقطهای است که یک رفتار ظاهراً فردی، به یک مسئله عمومی تبدیل میشود.
اکنون کشور در یکی از حساسترین مقاطع تقاضای سالانه بنزین قرار دارد. پایان تابستان به معنای پایان موج سفرهای تابستانی، بازگشت خانوادهها از شهرهای مختلف، افزایش تردد در جادهها و در بسیاری از مناطق، افزایش همزمان مصرف درونشهری و بینشهری است. بنابراین، طبیعی است که شبکه توزیع در چنین دورهای تحت فشار بیشتری قرار گیرد. اگر این افزایش تقاضا با نگرانی عمومی درباره آینده عرضه همراه شود، فشار میتواند چند برابر شود. این وضعیت بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که کشور از یک سو با پیامدهای جنگ مواجه است و از سوی دیگر، مسئله ناترازی بنزین از مدتها قبل وجود داشته است.
در واقع، شرایط امروز را نباید تنها با اتفاقات اخیر توضیح داد. جنگ، حساسیت موضوع را بیشتر کرده، اما رشد مصرف و فاصله میان ظرفیت تولید و تقاضا، مسئلهای ریشهدار است که پیش از این نیز وجود داشته است. وقتی از اصلاح مصرف سخن گفته میشود، ذهن بسیاری از مردم به جایگاه سوخت میرود؛ در حالی که نقطه آغاز این اصلاح، بسیار قبلتر است. جهاد مصرف از انتخاب شیوه سفر، میزان استفاده از خودروی شخصی، نحوه رانندگی، استفاده از حملونقل عمومی و حتی انتخاب خودرو آغاز میشود. خودرویی که برای پیمودن یک مسیر مشخص سوخت بیشتری مصرف میکند، در طول یک سال هزاران لیتر تقاضای اضافی ایجاد میکند. وقتی این اتفاق در مقیاس میلیونها خودرو تکرار شود، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً به فرهنگ مصرف مردم نسبت داد. اینجاست که نقش صنعت خودرو برجسته میشود.
اگر سیاستگذاری انرژی قرار است به کاهش پایدار مصرف بنزین منجر شود، تولید خودروهای کممصرف باید در مرکز این سیاست قرار گیرد. نمیتوان از مردم انتظار داشت مصرف خود را اصلاح کنند، اما همزمان خودروهایی در بازار عرضه شوند که بهرهوری سوخت پایینی دارند. اصلاح مصرف بدون اصلاح محصولی که مصرف میکند، راهحل کاملی نخواهد بود.
البته کاهش مصرف فقط به معنای حفظ منابع دولت نیست. وقتی مصرف سوخت کنترل شود، فشار بر شبکه تولید و توزیع کاهش پیدا میکند، نیاز به تأمین کسری کمتر میشود و امکان برنامهریزی برای توسعه زیرساختها افزایش مییابد. از سوی دیگر، کاهش مصرف سوخت میتواند به کاهش هزینه خانوارهایی منجر شود که امکان مدیریت سفر و استفاده از حملونقل عمومی یا سفر مشترک را دارند. در سطح کلان نیز هر مقدار کاهش مصرف غیرضروری، به معنای منابع بیشتری برای سرمایهگذاری در حوزههایی مانند توسعه پالایشگاهها، نوسازی ناوگان، حملونقل عمومی و فناوریهای کممصرف خواهد بود. بنابراین، جهاد مصرف نباید به عنوان کم کردن سهم مردم تعریف شود؛ بلکه باید آن را تلاش برای جلوگیری از هدررفت منابعی دانست که متعلق به همه جامعه است.
یکی از مهمترین درسهای اتفاقات اخیر همین است که در بازار انرژی، اعتماد و آرامش عمومی اهمیت زیادی دارد. اگر مردم مطمئن باشند که عرضه سوخت مدیریت میشود، دلیلی برای هجوم همزمان به جایگاهها و پر کردن باک بیش از نیاز وجود ندارد. در مقابل، انتشار شایعات درباره پایان ذخایر یا توقف عرضه میتواند رفتاری ایجاد کند که خود به افزایش تقاضا و تشکیل صف منجر شود. به همین دلیل، مقابله با شایعه کمبود بنزین فقط با تکذیب یک خبر تمام نمیشود؛ دولت باید اطلاعات مورد نیاز مردم را بهموقع ارائه کند و مردم نیز باید از بازنشر اخبار تأییدنشده و تصمیمگیری بر مبنای آن خودداری کنند.
در شرایط حساس، آرامش در مصرف بخشی از امنیت انرژی است. ناترازی را میتوان با روشهای مختلف مدیریت کرد، اما همه راهها هزینه یکسانی ندارند. یک مسیر، حرکت تدریجی به سمت اصلاح خودروها، توسعه حملونقل عمومی، کاهش سفرهای غیرضروری، هوشمندسازی مصرف و افزایش بهرهوری است. مسیر دیگر، استفاده از ابزارهای قیمتی و محدودکننده است؛ ابزارهایی که ممکن است در صورت تداوم ناترازی و نبود اصلاحات کافی، در دستور کار سیاستگذار قرار گیرند. بنابراین، همراهی مردم در شرایط فعلی را نباید به معنای جایگزین شدن مردم به جای دولت در حل ناترازی دانست. مسئولیت دولت برای اصلاح ساختار تولید و مصرف همچنان پابرجاست اما جامعه نیز میتواند با کاهش مصرف غیرضروری، فرصت بیشتری برای اجرای اصلاحات اساسی در اختیار سیاستگذار قرار دهد.
در شرایطی که کشور با پیامدهای جنگ دستوپنجه نرم میکند و همزمان در پایان فصل پرمصرف تابستان قرار داریم، شاید زمان مناسبی برای بازتعریف رابطه جامعه با مصرف انرژی باشد؛ نه از مسیر اجبار، بلکه از مسیر درک شرایط. ناترازی زمانی خطرناکتر میشود که جامعه و سیاستگذار، فرصت اصلاح تدریجی را از دست بدهند. اگر امروز بتوان بخشی از مصرف غیرضروری را کاهش داد، اگر خودروهای کممصرف جای خودروهای پرمصرف را بگیرند، اگر حملونقل عمومی سهم بیشتری پیدا کند و اگر نگرانیهای مقطعی با رفتارهای هیجانی تشدید نشود، میتوان بخشی از فشار موجود را بدون تحمیل هزینههای سنگینتر کنترل کرد اما اگر فاصله تولید و مصرف همچنان افزایش پیدا کند، دامنه انتخابها محدودتر خواهد شد و ممکن است سیاستگذار به سراغ ابزارهایی برود که برای مردم ملموستر و پرهزینهتر هستند؛ از اصلاح قیمت و سهمیهبندی گرفته تا انواع محدودیتهای مصرف.
به همین دلیل، جهاد مصرف را میتوان یک انتخاب پیش از اجبار دانست. اکنون که کشور در شرایطی متفاوت از سالهای عادی قرار دارد، کاهش مصرف غیرضروری بنزین نه یک توصیه مقطعی، بلکه رفتاری برای حفظ منابع و کاهش فشار بر شبکه انرژی است. قرار نیست مردم با کممصرف کردن، مسئولیت ناترازی را به تنهایی بر عهده بگیرند؛ اما میتوانند با رفتار مسئولانه، از تشدید آن جلوگیری کنند.
بنزین زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که بدانیم پشت هر لیتر آن، زنجیرهای از تولید، سرمایه، زیرساخت و منابع ملی قرار دارد. حفظ این منابع در روزهای حساس، از یک رفتار ساده آغاز میشود؛ مصرف به اندازه نیاز، نه به اندازه نگرانی.
ناترازی بنزین با افزایش تولید بهتنهایی حل نمیشود؛ تا زمانی که فاصله میان مصرف و ظرفیت تأمین کاهش نیابد، هر رشد تقاضا فشار تازهای بر منابع و شبکه سوخت وارد میکند. در چنین شرایطی، مدیریت مصرف نه به معنای محدود کردن نیازهای ضروری مردم، بلکه به معنای حذف مصرفهای غیرضروری و جلوگیری از هدررفت منابع است.
اکنون که کشور در شرایط حساسی قرار دارد و تجربه کمبود و صفهای طولانی میتواند بهسرعت تحت تأثیر شایعات و رفتارهای هیجانی تکرار شود، همکاری مردم میتواند بخشی از فشار بر شبکه سوخت را کاهش دهد. «جهاد مصرف» اگر از یک شعار فراتر برود و به رفتار روزمره تبدیل شود، میتواند فرصتی برای عبور از دوره اوج مصرف بدون تحمیل هزینههای سنگینتر باشد؛ پیش از آنکه سیاستگذار ناچار شود برای مهار ناترازی به سراغ تصمیمهای سخت و پرهزینه برود.
در نهایت، مسئولیت فقط بر دوش مصرفکننده نیست؛ اصلاح کیفیت و مصرف سوخت خودروها، توسعه حملونقل عمومی و اصلاح سیاستهای تولید و مصرف نیز باید همزمان دنبال شود. اما در کوتاهمدت، هر لیتر بنزینی که بدون کاهش رفاه و نیاز واقعی مصرف نشود، یک گام برای کاهش فشار بر تراز سوخت کشور است.