جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴
سیاسی

اکونومیست: به نظر می‌رسد ترامپ تمایلی به صدور فرمان یک حملهٔ پرخطر نداشته باشد

اکونومیست: به نظر می‌رسد ترامپ تمایلی به صدور فرمان یک حملهٔ پرخطر نداشته باشد
نسیم گیلان - انتخاب / اکونومیست نوشت: کمی شمشیرکشی و لاف‌زنی می‌تواند در سیاست خارجی مفید باشد. اما اگر بیش از حد شود، ممکن است شمشیر به سوی خودتان برگردد. آمریکا پس از دو ...
  بزرگنمايي:

نسیم گیلان - انتخاب / اکونومیست نوشت: کمی شمشیرکشی و لاف‌زنی می‌تواند در سیاست خارجی مفید باشد. اما اگر بیش از حد شود، ممکن است شمشیر به سوی خودتان برگردد. آمریکا پس از دو ماه بن‌بست با ایران در چنین وضعیتی قرار گرفته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور، دستور یک تجمع عظیم نیروهای نظامی در خاورمیانه را صادر کرده است—به گفته برخی، بزرگ‌ترین استقرار در دو دههٔ گذشته. با این حال، به نظر می‌رسد او تمایلی به صدور فرمان یک حملهٔ پرخطر نداشته باشد. تهدیدهایش نیز تاکنون ایران را وادار نکرده تا برای جلوگیری از حمله، وارد توافق شود. اکنون او با انتخابی دشوار روبه‌روست: با وجود همه‌چیز دستور حمله دهد، یا عقب‌نشینی‌ای شرم‌آور را بپذیرد.
در ادامه این مطلب آمده است: این بحران—که تازه‌ترین نمونه از تاریخ پرتنش روابط آمریکا با جمهوری اسلامی است—در اواخر دسامبر آغاز ش، در آن زمان آمریکا در موقعیتی نبود که حمله کند: حتی یک ناو هواپیمابر هم در منطقه نداشت.
اکنون دیگر چنین محدودیتی وجود ندارد. ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن در اواخر ژانویه به دریای عرب رسید. ناو دوم، یواس‌اس جرالد فورد، هفتهٔ گذشته به منطقه اعزام شد. این ناو در ۱۷ فوریه از تنگهٔ جبل‌الطارق عبور کرد و باید طی چند روز آینده به مقصد برسد. در همین حال، ده‌ها جنگنده از جمله اف-۳۵—جدیدترین جنگندهٔ زرادخانهٔ آمریکا—و هواپیماهای هشدار زودهنگام ای-۳ از روی اقیانوس اطلس عبور کردند. تعدادی هواپیمای سوخت‌رسان هوایی نیز آن‌ها را همراهی می‌کردند.
از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، آمریکا چنین زرادخانهٔ هوایی گسترده‌ای را به خاورمیانه اعزام نکرده بود. هنگامی که تابستان گذشته تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد، عملیات محدود و یک‌باره‌ای بود: هفت بمب‌افکن بی-۲ از میسوری دور دنیا پرواز کردند و یک زیردریایی از نزدیکی ایران موشک‌های کروز شلیک کرد. 
این تجمع نظامی در حالی ادامه یافته که دیپلمات‌ها تلاش می‌کنند به توافقی دست یابند. استیو ویتکاف، فرستادهٔ همه‌منظورهٔ آقای ترامپ، و جرد کوشنر، داماد او، دو دور گفت‌وگوی غیرمستقیم با عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ ایران، برگزار کرده‌اند. دور دوم دیدار آن‌ها در ۱۷ فوریه در ژنو انجام شد. آقای عراقچی گفت مذاکره‌کنندگان «بر سر برخی اصول راهنما به توافق کلی رسیده‌اند». 
در گفت‌وگویی با شبکهٔ فاکس‌نیوز در همان روز، جی.دی. ونس گفت: «رئیس‌جمهور خطوط قرمزی تعیین کرده که ایرانی‌ها هنوز حاضر نیستند آن‌ها را بپذیرند و درباره‌شان کار کنند.» چنین بدبینی‌ای از سوی معاون رئیس‌جمهور—که به جناح انزواطلب جنبش ماگا تعلق دارد و معمولاً نسبت به دیپلماسی با ایران خوش‌بین بوده—قابل توجه بود.
هنوز مشخص نیست دولت دقیقاً چه نوع توافقی را می‌خواهد. دست‌کم، یک توافق جدید باید برنامهٔ هسته‌ای ایران را محدود کند؛ برنامه‌ای که پیش از حملات تابستان گذشته بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم نزدیک به درجهٔ تسلیحاتی غنی‌سازی کرده بود. برخی از متحدان جمهوری‌خواه آقای ترامپ معتقدند دیپلماسی باید بسیار فراتر برود: آن‌ها می‌خواهند ایران همچنین با محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر زرادخانهٔ موشک‌های بالستیک خود موافقت کند و به حمایت از شبه‌نظامیان در سراسر جهان عرب پایان دهد. این همان ترجیح اسرائیل نیز هست.
همانند همیشه، اظهارات خود آقای ترامپ دشوار برای تفسیر است. او در فاصلهٔ یک هفته گفت که خواهان توافقی برای توقف برنامهٔ موشکی ایران است؛ سپس گفت شاید به توافقی صرفاً هسته‌ای رضایت دهد
مذاکره‌کنندگان هنوز تاریخی برای دیدار سوم تعیین نکرده‌اند. آمریکایی‌ها می‌گویند منتظرند ایرانی‌ها طی دو هفتهٔ آینده پیشنهاد مفصلی ارائه دهند. وزارت خارجه اعلام کرده که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، انتظار می‌رود در ۲۸ فوریه به اسرائیل سفر کند. این جدول‌های زمانی نشان می‌دهد که حملهٔ آمریکا قریب‌الوقوع نیست. با این حال، ممکن است فریب باشد.
بازار
با این حال، هیچ‌یک از این اقدامات احتمالاً قاطعانه نخواهد بود. هر آسیبی به برنامه‌های هسته‌ای یا موشکی ایران ممکن است تنها موقتی باشد. نبودِ وضوح دربارهٔ اهداف بلندمدت، به نظر می‌رسد یکی از دلایل تردید ترامپ در صدور فرمان حمله باشد.


نظرات شما