نسیم گیلان - خراسان /اقتصاد ایران میتواند با راهبردهای داخلی نظیر استفاده از ابزارهای بدهی، سیاست پولی هدفمند و مدیریت صادرات و همچنین راهبرد منطقهای امنیتسازی، دوباره به مسیر توسعه بازگردد.
نظم قدیم اقتصاد جهانی فروپاشیده است. تا دیروز آمریکا به عنوان مصرفکننده آخر، تقاضای جهانی را ضمانت میکرد و کشورها با خیال راحت تولید و صادرات داشتند. اما امروز، هر کشوری به دنبال بازارهای مطمئن برای خود است. در چنین جهانی، ایران برای فقرزدایی چه راهی پیش رو دارد؟ بر اساس تحلیلهای دکتر مجید شاکری، کارشناس اقتصادی، پاسخ اصلی در یک جمله خلاصه میشود: «ضمانت تقاضا در بازارهای هدف.»
جهان جدید، مسئله جدید
شاکری با اشاره به تغییر قواعد بازی در اقتصاد بینالملل میگوید:
«جهان برای دوره طولانی با سیاستهای انبساطی سمت عرضه سرمایهگذاری میکرد و تقاضا در هرمی ضمانت میشد که رأس آن مصرفکننده آمریکایی بود. امروز آمریکا از این نقش عقبنشسته و کشورها خودشان به دنبال تضمین بازار هستند.»
وی میافزاید: «توافقهای تجاری جدید میان قدرتهای اقتصادی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ تلاشی برای ایجاد بازارهای مطمئن در برابر نااطمینانیهای جهانی.»
۳۲۵ میلیون نفر؛ آستانه فقرزدایی
این اقتصاددان به مقالهای پژوهشی اشاره میکند که بر اساس تجربه کشورهای مختلف، عدد ۳۲۵ میلیون نفر را به عنوان «آستانه ضمانت تقاضا» برای خروج پایدار از فقر معرفی میکند؛ یعنی کشوری که بتواند بازاری در این ابعاد برای صنایع اشتغالزا ایجاد کند، امکان فقرزدایی پایدار خواهد داشت.
وی توضیح میدهد: «با توجه به مزیتهای لجستیکی و فرهنگی ایران، مناطق آسیای میانه و غرب آسیا میتوانند چنین بازاری را فراهم کنند. فاصله کم، هزینه حمل پایین و قرابت فرهنگی، مزیتهای مهمی برای صادرات ایران ایجاد میکند.»
تجربه عراق؛ وقتی حضور اقتصادی جواب داد
شاکری میگوید: «پس از تثبیت شرایط در عراق، صادرات ایران رشد قابل توجهی پیدا کرد. ترکیب امنیتسازی و فعالیت اقتصادی نتایج مهمی به همراه داشت.»
وی ادامه میدهد: «این صادرات محدود به انرژی نبود، بلکه در حوزه مصالح ساختمانی، کالاهای صنعتی و محصولات اشتغالزا نیز برای ایران منافع قابل توجهی ایجاد کرد.»
درسهایی از طرح مارشال
شاکری، تجربه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم را الگویی مهم میداند: «بازسازی اروپا تنها با کمک مالی حاصل نشد، بلکه اتصال برنامههای توسعهای و کاهش موانع تجاری میان کشورها عامل موفقیت بود.»
او میگوید: «اگر امروز طرحی مشابه برای بازسازی برخی کشورهای منطقه اجرا شود، هزینه آن در مقایسه با ظرفیتهای اقتصادی موجود دور از دسترس نیست و میتواند بازارهای صادراتی ایران را توسعه دهد.»
ظرفیتهای خالی اقتصاد ایران
وی با تمرکز بر ظرفیتهای داخلی اقتصاد ایران میگوید:
نسبت بدهی دولت به تولید ناخالص داخلی حدود ۳۶ درصد است؛ پایینتر از استاندارد جهانی (۶۰ تا ۸۰ درصد) و فضای کافی برای سیاستهای مالی هدفمند ایجاد میکند.
سیاست پولی در سالهای اخیر عمدتاً انقباضی بوده و امکان تحریک هدفمند اقتصاد وجود دارد.
نرخ ارز حقیقی در سطحی است که کالاهای ایرانی در بازارهای خارجی رقابتپذیرتر شدهاند و صادرات میتواند افزایش یابد.
وی تأکید میکند: «بخش بزرگی از تورم سالهای اخیر ناشی از بیثباتی ارزی بوده است. اگر نرخ ارز کنترل شود، امکان اجرای سیاستهای توسعهای بدون ایجاد تورم شدید وجود دارد.»
۳ محور برای یک برنامه عملیاتی
در پایان این اقتصاددان محورهایی نظیر موارد زیر را برای حرکت اقتصادی در شرایط فعلی پیشنهاد میدهد:
تنوع مسیرهای تجاری:افزایش سهم مسیرهای شمالی در واردات کالاهای اساسی، ریسکهای تجاری را کاهش داده و فرصتهای جدید لجستیکی ایجاد میکند.
استفاده از فرصت انرژی: افزایش تولید نفت در کوتاهمدت میتواند منابع لازم برای سرمایهگذاری در صنایع اشتغالزا را فراهم کند.
استفاده از ظرفیت بدهی دولت: سطح بدهی دولت امکان تأمین مالی پروژههای توسعهای را فراهم میکند، البته مشروط به کنترل نظام بانکی و جلوگیری از رشد بیضابطه نقدینگی.
درمجموع باید گفت اقتصاد کشور قابل مدیریت و توسعه است. با استفاده صحیح از ابزارهای موجود و تصمیمگیری عقلانی میتوان به رشد پایدار دست یافت؛ بدون نیاز به معجزه.
تمرکز بر بازارهای منطقهای، استفاده هدفمند از ظرفیت بدهی دولت، تنوع مسیرهای تجاری، مدیریت بیثباتی ارزی و بهرهگیری از فرصتهای انرژی میتواند تقاضای پایدار برای تولید داخلی ایجاد کرده و زمینه رشد صنایع اشتغالزا را فراهم کند.

بازار