نسیم گیلان - شهرآرا آنلاین / پلیس مشهد ۲ جوان را که با اسلحه دستساز به خانه دوست خود حمله کرده بودند، دستگیر کرد.
ساعت ۲ بامداد روز گذشته، صدای شلیک دو گلوله به درِ یک واحد مسکونی در منطقه مهر مادر مشهد بسیاری از اهالی منطقه مهرمادر را از خواب پراند و سبب رعب و وحشت تعدادی از اهالی منطقه شد. شهروندان زیادی با ترس از منازل خود خارج شدند و دو جوان را دیدند که با پراید از کوچه آنها خارج میشوند.
شهروندان با پلیس تماس گرفتند و به سراغ همسایه شان رفتند که وحشت زده و حیران بودند. در پی تماس تعدادی از اهالی منطقه مهرمادر با پلیس، سرهنگ علی برزنونی، رئیس کلانتری خواجه ربیع، در همان لحظات اولیه با صدور دستوراتی تخصصی، تیمی از مأمورانش را مسئول دستگیری متهم و متهمان احتمالی کرد و از آنها خواست هرچه زودتر عوامل این تیراندازی را شناسایی و دستگیر کنند. در پی این دستور، تیمهای گشت کلانتری به محل تیراندازی اعزام شدند.
پس از حضور مأموران در محل و بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته ساختمان مجاور، آنها دیدند که دو مرد جوان با پراید در مقابل این ساختمان توقف میکنند و یکی از آنها با سلاحی دست ساز دو گلوله به سمت در ورودی شلیک میکند و متواری میشوند. در بازبینی دقیقتر دوربینها مأموران و صاحب خانه خیلی سریع متهم را شناسایی کردند.
صاحب خانه با مشاهده تصاویر متهم به مأموران گفت: نام او محمد و دوستِ پسرم است. نمیدانم چرا این کار را کرده، اما دهها بار به پسرم گفتم با این جوان ارتباط نداشته باشد. پسر صاحب خانه در حضور پدرش مدعی شد که محمد بر سر چند عکس این کار را کرده است. پدر با عصبانیت گفت: «پسر! حالا وقت شوخی نیست. راستش را بگو.»، اما باز هم پسر همین حرف را تکرار کرد و گفت: «چون از او خواستیم چند عکس برای ما بفرستد، او این کار را کرده است.»
پسر جوان در ادامه مدعی شد: ما پنج دوست صمیمی هستیم. پنجشنبه همه به روستایی در اطراف مشهد رفته بودیم. آنجا به ما خیلی خوش گذشت. وقتی میخواستیم عکس بگیریم، محمد گفت که گوشی من آیفون است و من عکس میگیرم بعد برای شما میفرستم. او آن روز کلی عکس گرفت.
وقتی برمیگشتیم همه از محمد خواستیم تصاویر را برای ما بفرستد، اما او این کار را نکرد. از پنجشنبه تا دوشنبه، دهها بار به او گفتیم عکسها را بفرست، اما نفرستاد. روز دوشنبه من و محمد با هم جر و بحث کردیم. او فحش داد و من هم فحش دادم. بعد هم قرار دعوا گذاشت.
من موضوع را با دو نفر از دوستانم مطرح کردم. آنها گفتند که محمد دیوانه است؛ کار دستمان میدهد و ما نرفتیم. تا اینکه ساعت ۲صبح شنیدم او به خانه ما تیراندازی کرده است. با توجه به اینکه متهم ممکن بود به خانه دو دوست دیگرش هم حمله کند، مأموران که محل سکونت متهم را میدانستند به خانه پدرش رفتند.
پدر و برادر بزرگتر متهم که از افراد خوش نام منطقه بودند، پس از شنیدن ماجرا به مأموران گفتند که دیگر برای آزاد کردن پسرشان کاری نخواهند کرد و آدرس یک تعمیرگاه خودروی سواری را به آنها دادند. مأموران با هماهنگی مقام قضایی و مالک تعمیرگاه در یک عملیات ضربتی ساعت ۵ صبح متهم و همدستش را که خواب بودند، دستگیر کردند و در بازرسی از محل، اسلحه دست سازی را که با آن شلیک شده بود کشف و ضبط کردند. پس از انتقال متهم به مقر پلیس مشخص شد که محمد دارای سوابق متعددی در کلانتری است و به طور میانگین هر ۴۵ روز یک بار با اتهامات مرتبط با درگیری و نزاع پایش به کلانتری باز شده است.
محمد در بازجویی اولیه پلیس درباره انگیزهاش گفت: بچهها هی به من اصرار میکردند تصاویر را بفرستم. من هم لج کردم و هیچ عکسی نفرستادم، تا اینکه آنها فحش دادند و من هم جوابشان را دادم. بعد هم به آنها گفتم اگر قلدرید، بیایید به یک آدرس در منطقه «مهرمادر» تا دعوا کنیم. من و علی رفتیم و گفتیم شما سه نفر با هم بیایید. ما یک ساعت آنجا منتظر بودیم، اما آنها نیامدند. بعد از آن بود که تصمیم گرفتیم کاری کنیم که دیگر برای ما قلدربازی درنیاورند. پس از ثبت اظهارات متهم، پرونده او به دادسرا ارجاع داده شد.