نسیم گیلان - تجارت نیوز / افزایش دوباره توجه اروپا به انرژی هستهای، همزمان با بحران انرژی و تشدید تغییرات اقلیمی، این پرسش را مطرح کرده است که آیا نیروگاههای اتمی واقعاً یک منبع انرژی «پاک و قابل اتکا» هستند؟
انرژی هستهای پس از سالها قرار گرفتن در مرکز بحثهای مربوط به ایمنی، هزینه و پیامدهای زیستمحیطی، بار دیگر به یکی از گزینههای مهم سیاستگذاران اروپایی برای تأمین برق تبدیل شده است. جنگ علیه ایران و پیامدهای آن بر بازار انرژی، نگرانی درباره امنیت عرضه برق و گاز و همچنین تلاش اروپا برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، توجهها را دوباره به سمت نیروگاههای هستهای جلب کرده است.
این تغییر رویکرد در حالی رخ میدهد که خاطره حادثه فوکوشیما همچنان در سیاست انرژی بسیاری از کشورها تأثیرگذار است. در ۱۱ مارس ۲۰۱۱، زلزلهای شدید در ژاپن و سپس سونامی با امواجی حدود ۱۵ متر، خسارت گستردهای در سواحل شرقی این کشور ایجاد کرد. بیش از ۴۵۰ هزار نفر بیخانمان شدند و حدود ۱۵ هزار و ۵۰۰ نفر جان خود را از دست دادند. در همین شرایط، سونامی باعث از کار افتادن سامانههای خنککننده و ذوب سه رآکتور در نیروگاه هستهای فوکوشیما دایچی شد.
حادثه فوکوشیما به یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ انرژی هستهای تبدیل شد و بسیاری از کشورها را به بازنگری در برنامههای هستهای خود واداشت. برخی کشورها تصمیم گرفتند استفاده از انرژی هستهای را کاهش دهند یا توسعه نیروگاههای جدید را متوقف کنند.
اما حدود ۱۵ سال بعد، شرایط انرژی اروپا تغییر کرده است. بحران انرژی، افزایش نگرانی درباره امنیت تأمین برق و گاز و فشار برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای باعث شده است انرژی هستهای دوباره در محاسبات سیاستگذاران جایگاه ویژهای پیدا کند.
با وجود این، منتقدان معتقدند هستهای نمیتواند تمام مشکلات سیستم انرژی اروپا را حل کند و حتی در برابر برخی پیامدهای تغییرات اقلیمی، مانند افزایش دما و کمبود آب، آسیبپذیر است.
سهم انرژی هستهای در برق اروپا چقدر است؟
با وجود همه انتقادها، انرژی هستهای همچنان یکی از ستونهای اصلی تولید برق در اتحادیه اروپا محسوب میشود.
در سال ۲۰۲۵، نیروگاههای هستهای در کشورهای عضو اتحادیه اروپا مجموعاً حدود ۶۵۲ تراواتساعت برق تولید کردند. این میزان معادل ۲۳.۳ درصد از کل ترکیب تولید برق اتحادیه اروپا بود.
برای مقایسه، انرژی خورشیدی حدود ۱۳.۱ درصد و انرژی بادی حدود ۱۷.۱ درصد از تولید برق اتحادیه اروپا را تشکیل دادند.
فرانسه با فاصله قابل توجه، بزرگترین تولیدکننده برق هستهای در اتحادیه اروپا بود. این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۹۲ تراواتساعت برق هستهای تولید کرد و حدود ۶۸.۸ درصد از برق خود را از نیروگاههای اتمی به دست آورد.
پس از فرانسه، اسپانیا با ۵۴.۱ تراواتساعت، سوئد با ۴۶.۷ تراواتساعت، فنلاند با ۳۲.۸ تراواتساعت و جمهوری چک با ۳۱.۹ تراواتساعت در میان تولیدکنندگان بزرگ برق هستهای اروپا قرار گرفتند.
بلژیک نیز حدود ۲۴.۱ تراواتساعت، اسلواکی ۱۹.۳ تراواتساعت، مجارستان ۱۶.۱ تراواتساعت، بلغارستان ۱۴.۸ تراواتساعت، رومانی ۱۰.۲ تراواتساعت، اسلوونی ۵.۸۳ تراواتساعت و هلند حدود ۳.۹۹ تراواتساعت برق هستهای تولید کردند.
این آمار نشان میدهد که حتی با افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، هستهای همچنان بخش بزرگی از برق کمکربن اروپا را تأمین میکند.
انرژی هستهای «سبز» است یا نه؟
انرژی هستهای را نمیتوان به سادگی «کاملاً سبز» یا «کاملاً آلاینده» دانست. این فناوری هنگام تولید برق، برخلاف نیروگاههای زغالسنگ و گاز، دیاکسیدکربن بسیار کمی منتشر میکند و همین موضوع یکی از مهمترین مزیتهای آن در مبارزه با تغییرات اقلیمی است.
اما بررسی کل چرخه عمر نیروگاه، تصویر متفاوتی ایجاد میکند. استخراج اورانیوم، ساخت سازههای عظیم بتنی، حملونقل، مدیریت پسماند و برچیدن نیروگاه همگی دارای هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی هستند.
از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی خود میتواند به یکی از چالشهای انرژی هستهای تبدیل شود. افزایش دما، خشکسالی و کاهش سطح رودخانهها میتواند دسترسی نیروگاهها به آب خنککننده را محدود کند؛ موضوعی که در موجهای گرمای اخیر اروپا نیز نشانههایی از آن مشاهده شده است.
در مقابل، انرژی خورشیدی در روزهای گرم میتواند همزمان با افزایش تقاضای برق برای سرمایش، تولید بیشتری داشته باشد. اما برای استفاده مؤثر از این انرژی، اروپا به باتریها و دیگر فناوریهای ذخیرهسازی نیاز دارد.
بنابراین، سؤال اصلی برای آینده انرژی اروپا شاید دیگر این نباشد که «هستهای یا تجدیدپذیر؟» بلکه این باشد که چگونه میتوان هستهای، خورشیدی، بادی، برقآبی، ذخیرهسازی و شبکههای انتقال را به گونهای کنار یکدیگر قرار داد که برق پاک، پایدار و مقرونبهصرفه در زمان و مکان مورد نیاز در دسترس باشد.
در چنین شرایطی، انرژی هستهای احتمالاً همچنان بخشی از سبد انرژی اروپا باقی خواهد ماند؛ اما اینکه چه میزان از نقش آینده برق این قاره را بر عهده بگیرد، به هزینه ساخت نیروگاهها، سرعت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، دسترسی به آب، پیشرفت فناوریهای ذخیرهسازی و مهمتر از همه، سیاستهای اقلیمی و انرژی کشورهای اروپایی بستگی خواهد داشت.