نسیم گیلان - فارس / کارشناس ارشد مسائل بین الملل، به تحلیل رفتار اخیر آمریکا در قبال ایران پرداخت و اظهار داشت: به نظر من تعبیر عقبنشینی برای رفتار آمریکاییها دقیق نیست. آنچه ما مشاهده میکنیم، نشان نمیدهد که آنها تصمیم قطعی گرفته و سپس از آن منصرف شده باشند.
سعدالله زارعی، کارشناس ارشد مسائل بین الملل، در گفتوگوی ویژه خبری به تحلیل رفتار اخیر آمریکا در قبال ایران پرداخت و اظهار داشت: به نظر من تعبیر "عقبنشینی" برای رفتار آمریکاییها دقیق نیست. آنچه ما مشاهده میکنیم، نشان نمیدهد که آنها تصمیم قطعی گرفته و سپس از آن منصرف شده باشند.
تحلیل وضعیت میدان نشان میدهد که تفاوت محتوایی قابلتوجهی در منطقه رخ نداده، تدارک جنگی جدیدی دیده نمیشود و کشورهای عربی نیز هماهنگی برای عملیات بزرگ ندارند.
بنابراین، به احتمال زیاد اصلاً چنین تصمیمی وجود نداشته است.زارعی در توضیح مسئله تنگه هرمز گفت: آمریکاییها پس از کلی لشکرکشی و عملیاتهایی در سواحل ایران، آخرین حرفشان این است که ایران و عمان بنشینند و درباره اداره تنگه توافق کنند و هر توافقی انجام شود، آنها میپذیرند. اما فرمول ایران در این مذاکرات روشن است: در زمان جنگ، حاکمیت مطلق با طرفی است که مورد تهاجم قرار گرفته (ایران) و بدون شریک؛ در زمان صلح، مدیریت مشترک انجام میشود و مسیر تردد باید بر اساس تفاهمنامه اسلام آباد، به گونهای باشد که نظارت کامل ایران بر کل تنگه حفظ شود.
تحلیل ضعف آمریکا در گزینه نظامیزارعی با اشاره به تجربه جنگ رمضان گفت: آمریکاییها در آن شش هفته نتوانستند کارشان را پیش ببرند و ناچار به آتشبس شدند، حالا صحبت از دو هفته جنگ میکنند! آرایش نظامیِ پیشین (اوایل اسفند) از هم پاشیده و باور کشورهای جنوب به اینکه با جنگ میتوان ایران را تسلیم کرد، از بین رفته است.
حتی در داخل آمریکا هم دیگر گزینه نظامی طرفدار ندارد.وی تأکید کرد: به نظر من این یک آرایشنمایی است، نه جنگ واقعی. هدف این است که ایران در این دو مسئله کوتاه بیاید تا آمریکا پرچم پیروزی برافرازد و بگوید به خواستهاش رسیده است. آنها میخواهند این موضوع را به فوریت - پیش از انتخابات آمریکا - محقق کنند، چون میدانند اگر ایران محکم بایستد، آنها ناگزیرند جنگ را تا انتخابات ادامه دهند که به نفعشان نیست.تغییر موازنه به نفع ایرانزارعی در ادامه با اشاره به فضای روانی و نظامی کنونی گفت: اگر آمریکا نتواند از ایران امتیازی بگیرد، همین فضای "افتان و خیزان" را با تهدیدهای توخالی ادامه خواهد داد. تا امروز (از روزی که سند مربوطه امضا شد) ده بار ترامپ گفته "میزنم" و بعد عقب کشیده است. دلیل بزرگ این است که آنها شش هفته جنگیدند و به آتشبس رسیدند، حالا که ایران قویتر شده، مردم اعتمادبهنفس بالایی پیدا کردهاند، نیروهای مسلح جایگاه خود را یافتهاند و در مقابل، اعتماد به دولت ترامپ برای مدیریت جنگ در پایینترین سطح است. بنابراین، این رفتار بیشتر یک آرایشنمایی است تا یک تهدید واقعی.
این کارشناس مسائل بینالملل، در پاسخ به این سؤال که «چرا ایران به جای هدف قرار دادن مناطقی در کویت، بحرین و اردن، مستقیماً اسرائیل را نمیزند؟» گفت: اسرائیلیها به شدت مایلاند که این جنگ منهای خودشان در منطقه ادامه پیدا کند؛ یعنی آمریکا درگیر باشد و حتی تشدید کند، تا از یک سو جمهوری اسلامی تضعیف شود و از سوی دیگر ایران سرگرم شود و نتواند به طور اساسی به لبنان کمک کند.وی افزود: اسرائیلیها در این صحنه تمایلی به شریک شدن ندارند، به دلیل درگیری شدید در پرونده لبنان و کشاکش با حزبالله. آنها مناطقی را اشغال کردهاند، حزبالله را زیر فشار قرار دادهاند و دولت لبنان نیز مقابل حزبالله ایستاده است. حزبالله نیز در فضای سکوت نظامی به سر میبرد؛ البته در نقاط حساس واکنش نشان میدهد و دیروز نیز تحرک اسرائیل در یک منطقه را پاسخ داد، اما به طور کلی در فضای سکوت نظامی است.زارعی ادامه داد: اسرائیل میخواهد همین فضا ادامه یابد و در این جنگ نباشد، چون اگر وارد شود، مجبور میشود جبهه لبنان را سست کند و از سوی ایران نیز آسیب جدی خواهد دید.تحلیل راهبرد ایران در مهار اسرائیلاین کارشناس با اشاره به رویکرد ایران تصریح کرد: منها کردن اسرائیل از سوی ما به صورت اصولی و قطعی نیست. در همین فاصله آتشبس تا امروز، یک بار به اسرائیل حمله کردیم و آنها پاسخ ندادند و نخواستند فضا را ادامه دهند.
وی توضیح داد: جمهوری اسلامی بر اساس فرمول اداره جنگ - که یکی از مهارتهای کنترل جنگ، محدود نگهداشتن میدان و تمرکز روی نقاط اساسی دشمن است - فعلاً دامنه درگیری را گسترده نکرده است. اگر رفتار نظامی ما در حدود ۲۰ روز اخیر را مرور کنید، در عملیات "نصر ۲" ابتدا روی بحرین و کویت زوم کردیم و امارات و عربستان را از عملیات نظامی منها کردیم.دلیل تمرکز بر کویت، بحرین و اردنزارعی در تشریح این انتخاب توضیح داد: کویت موقعیتی داشت که آمریکاییها میتوانستند از آن در حمله زمینی علیه ایران استفاده کنند و بحرین نیز موقعیت مرکزی در عملیات دریایی داشت. ما آمدیم تا فضای اقدام زمینی علیه خود را بسوزانیم و پشتوانه عملیات دریایی آمریکا را سست کنیم. هر مقدار فشار روی بحرین میآوردیم، بر محاصره ایران در آبهای شمال اقیانوس هند تأثیر میگذاشت. لذا این دو نقطه را در وضعیت فلج قرار دادیم.وی ادامه داد: بخشی از لجستیک و امکانات به اردن منتقل شد و فلش عملیاتی ما به سمت سه پایگاه، بهویژه پایگاه "الارزق" رفت. آخرین اقدام بسیار بزرگ، انهدام شش فروند اف-۳۵ آمریکاییها بود که سه تای آن کامل منهدم شد و سه تای دیگر از رده خارج گردید. این ضربه بسیار مهلکی به آمریکاییها وارد کرد.واکنش آمریکا؛ نشانهای از عدم تصمیم برای جنگ گسترده
زارعی افزود: اگر آمریکاییها قصد اقدام سنگین داشتند، باید بعد از این ضربه واکنش نشان میدادند؛ هم برای افکار عمومی داخل آمریکا قابل قبول بود و هم میتوانست در ایران واکنش همدلانه ایجاد کند. اما تیم ترامپ منتقل عمل کردند و این نشان میدهد که بحث عملیات گسترده نظامی علیه ایران، همان شعارنمایی بیشتر است تا واقعیت خارجی.احتمال تغییر راهبرد در صورت تحرک جدید آمریکاوی در ادامه با اشاره به تحولات پیشرو خاطرنشان کرد: ما فعلاً - نه همیشه - ضربه به اسرائیل را کنترل کردهایم، اما اخبار حاکی از آن است که آمریکاییها پس از اردن، در دو منطقه تمرکز پیدا میکنند: یک منطقه در بلغارستان (جنوب اروپا) و منطقهای در خاک صهیونیستها که سه پایگاه در آن فعال میشود. اگر احساس کنیم که تمرکز عملیاتی آمریکاییها از این مناطق به داخل سرزمینهای اشغالی رفته است، مطمئناً همانطور که در اردن متمرکز عمل کردیم و پایگاههای آمریکایی را کوبیدیم و تا نزدیکی عقبه زدیم، به سراغ آنها نیز خواهیم رفت.